ܓ✿گاه نوشت های یکماهی و مدیروبلاگܓ✿

یه روز مث حباب یه روز سنگ صبور

احساسی ترین قانون راهنمایی رانندگی اینه

خیلی قابل تامله

درراههای کوهستانی یاراههای شیب دارباویژگیهای مشابه راههای

کوهستانی که درآنها عبورازکناروسایل نقلیه طرف مقابل غیرممکن

یامشکل می باشد راننده ای که درجهت سرازیری درحرکت است

بایستی به کنارراه رفته وبه راننده ای که درجهت سربالایی

درحرکت است تقدم عبوربدهد

نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:25 توسط یکماهی شافعین|

ملت

برید عطاری

روغن بادوم تلخ -روغن زیتون-روغن سیاهدونه-روغن کنجد بخرید

باهم قاطی کنید

شبابمالید کف پاهاتون

یه پلاستیک فریزر هم پاتون کنید

یه جوراب هم روش بپوشید

صبح پاتونو پاک کنید

سالی یک ماه این کارروبکنید بدنتون از میکروب پاک میشه

نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 10:22 توسط یکماهی شافعین|

ووووووووووو

خیلی ناراحت شدم برای خانم لادن طباطبایی

گفت دخترش اوتیسم داره

میدونید ملت

توی این جامعه اگه کسی سرماهم بخوره هزارجورحرف و شایعه براش درمیاد

هزارجور حرف روی دلش میمونه

وای به حال بیماریهای خاص

دیدم و چشیدم که میگما

نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:53 توسط یکماهی شافعین|

عربستان دوتا لشکر از پاکستان اجاره کرده حمله کرده به یمن

اوضاعیه اول سالی

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت 15:0 توسط یکماهی شافعین|

جی میل چرابازنمیشه ملت؟

فیلتره؟

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:19 توسط یکماهی شافعین|

من به دستای خداخیره شدم معجزه کرد

پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند.

در حقیقت‌، هم اوست که قطعاً زنده کننده ی مردگان است و

اوست که بر هر چیزی تواناست‌. » (روم‌،آیه 50)

فرا رسیدن رستاخیز طبیعت -بهار -تازه شدن آب وهوا و خاک مبارک باد

انشاالله از عنایات حضرت فاطمه سلام الله علیها سال خوب و خوش و

پربرکت و پرپول و شاد و پراز

سلامتی روحی و جسمی وپراز امیدواری وپر از 

ثواب و توشه ی اخروی و برآورده شدن آرزوها و سال صلح و امنیت

و آرامش برای همه ی مردم دنیاباشه

منم تصمیم گرفتم امسال زیاد توی کله ی مردم پرچونگی

نکنم اگرخدابخواد یه لیست چهارصفحه ای

اسم کتاب نوشتم بشینم اونارو بخونم . گوشی جدیدم هم

کلی امکانات داره. حسابی باهاش بازی

کنم. انقده یکماهی باسوادی بشم امسال.

بعله. انقده یکماهی کم حرفی بشم امسال. بعله

نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 9:6 توسط یکماهی شافعین|

آهان

سال 93

میبینم که نفسهات به شماره افتاده و داری میری

زود زود برو که هیچ خوشم نیومد ازت

فرداصبح که بیدارمیشم حتما رفته باش

پشت سرت رو هم نگاه نکن

بعله

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:57 توسط یکماهی شافعین|

پنجشنبه ی آخرساله ملت

شادی روح ازدنیارفتگان فاتحه ای قرائت فرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم.الحمدلله رب العالمین .الرحمن الرحیم.

مالک یوم الدین. ایاک نعبد وایاک نستعین. اهدناالصراط المستقیم.

صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین.

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:58 توسط یکماهی شافعین|

به به

28 اسفند

زیر نم نم بارون

دست کشیدم به شکوفه های درخت کنارخیابون

ازنگاههای رهگذرا هم نترسیدم

صفایی داشت

داداش ماهی میگه امروز 27بود. خوب چکارکنم. خنگ شدم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:1 توسط یکماهی شافعین|

آدم باید یه رنگ باشه

قالی از صدرنگ بودن زیرپاافتاده است؟

آره؟ آره؟آره؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:13 توسط یکماهی شافعین|

پارسال این موقع  سرماخوردگی 500ریشتری گرفته بودم

الحمدلله امسال سالمم

همه سالم باشن الهی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:54 توسط یکماهی شافعین|

ملت ماماناتون یا باباهاتونو  میبرید دکتر یا آزمایشگاه اخمالو نباشید

خوش اخلاق باشید

منت سرشون نذارید

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:42 توسط یکماهی شافعین|

آقای خدا یه گونی پول بنداز پایین لطفا

باتشکر

یکماهی

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:3 توسط یکماهی شافعین|

خداروشکر

اگه چشمم شورنباشه و چشم نزنم

امسال هنوز صدای ترقه مرقه نشنیدم

همه چی آرومه فعلا

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:27 توسط یکماهی شافعین|

کاردارم کاردارم کاردارم

وووووووووووی

انقده کاردارم اصاب مصابم ریخته به هم

نمدونم ازکجاشروع کنم

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:34 توسط یکماهی شافعین|

دمپایی پلاستیکی جفتی 6000تومن

نخریدم که

سه جفت باید میخریدم میشد 18000تومن

ووووووی

خسیسیم اومد

بعله

همون دمپایی پارسالیارو میشورم میذارم جلوی دسشویی

بعله

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:8 توسط یکماهی شافعین|

میخواستیم امروز تشریفمان رابرداریم ببریم اصفهان

ولی جورنشد

تشریفمان تشریف نیاورد

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:55 توسط یکماهی شافعین|

مدیروبلاگ:پیر شدم یکماهی دیگه. یک کمی کارمیکنم

مفصلام به جرق جرق میفتن. خسته میشم زود

یکماهی:به درک. به جهنم که پیرشدی . برام مهم نیس

مدیروبلاگ:وا؟

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:34 توسط یکماهی شافعین|

به یکی از آرزوهام رسیدم

همیشه دلم تخت سنتی میخواست

مث قهوه خونه ها

بالاخره یکیشو گرفتم

دم و دستگاه سنتی ردیف کردم گوشه اتاق

انقده باحال

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:8 توسط یکماهی شافعین|

میدونیدملت

بعضیا واقعا یدونه هستن

واقعا اصل اصلند

هرچی نگاه میکنی توی دنیا لنگه شون نیس

همزادندارن

خداایناروبرای خودش میخواد

میبره پیش خودش

برای خودخودش

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:21 توسط یکماهی شافعین|

این یاروئه میگه

میخوام برم کمک دوستم برای صید میگو

قراره شب سوپ میگو بخوریم

این خارجیا چه معده هایی دارن

آخه سوپ میگو؟

اونم شب ؟

ووووووووووی

الان گفتم یارو حرف بدیه؟ زشته بگم یارو؟

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:26 توسط یکماهی شافعین|

یک عدد نارنگی میل فرمودیم

دقیقا 20 عدد هسته داشت

مسئولان رسیدگی نمایند

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:13 توسط یکماهی شافعین|

خداوند صابران رو دوس داره

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 7:46 توسط یکماهی شافعین|

دلم شابدالعظیم میخواد

زیارت

گوشواره هم میخوام

با بستنی

پاراگلایدر اسمش خیلی مسخرس ولی میخوام

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:41 توسط یکماهی شافعین|

به آقاهه ماشین ظرفشویی 6نفره سفارش دادم

برام ماشین لباسشویی 6کیلویی آورده

کاسبن اینا؟

گیج خان

تازه هرهرهرهر میخنده

خدابه داد زن بچشون برسه اینارو

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:32 توسط یکماهی شافعین|

آقای خدا

انتقادپذیرباش لطفا

ببین من چی میگم

حالا این همه چیز آفریدی خوب کردی

ولی آرزو رو بیخودی آفریدی

چه فایده هی آرزوکنیم و بهش نرسیم

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:47 توسط یکماهی شافعین|

آقا یک برفی اومد دیشب

هرچی شکوفه و بذر توی باغچه بود قلع و قمع کرد

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:0 توسط یکماهی شافعین|

چرا سی سال پیش من 24سالم نبود؟

چرا

چرا

چرا؟

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:13 توسط یکماهی شافعین|

هویجوری دلم خواسته اینو بگم

وقتی ای دل به گیسـوی پریشون میرسی خودتو نگهدار

وقتی ای دل به چشمون غزلخون میرسی خودتو نگهدار

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:47 توسط یکماهی شافعین|

بارون میادملت

شعربرای بارون بلدنبودم بذارم

بی ذوقم

نوشته شده در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:12 توسط یکماهی شافعین|


آخرين مطالب
» 5
» 4
» 3
» 2
» 1
» نوروز فاطمی خجسته باد ملت
» 714
» 713
» 712
» 711

Design By : Pichak